...hamin

وایرلس

روزای اول بود كه تازه توی كافی نت استخدام شده بودم . تا حدودی با نرم افزارها آشنا بودم و مشكلی توی سایت ها هم نداشتم . مگر مشكلات خاص كه بلافاصله به مهندس زنگ می زدم ، ولی هیچ وقت خودم رو جلوی مشتری خراب نمی كردم . حتی شده چیزی سره هم می كردم و به عنوان یه آدم مطلع از علم كامپیوتر ، به خورد اون بدبخت ها می دادم . اما در مواجهه با یك كامپیوتر باز حرفه ای ....

زد و یك روز یك جوان بلند قد و خوش تیپ با یه كیف شیك وارد كافی نت شد . می شد حدس زد كه تو كیفش یه لب تاپه . سلام كرد و پرسید : " وایرلس دارین ؟ "

یه لحظه هنگ كردم ، ولی فوری به سه تا لب تاپی كه پشتش user  نشسته بود نگاه كردم و با اطمینان گفتم : " بله ...داریم "

وقتی روی صندلی نشست ، حدس می زدم كه باید مشكلات بیشتری توی راه باشه ...ولی فعلا خلاص شده بودم .

-         رمزتون ؟

-         مگه رمز هم می خواد ؟

-         شوخی می كنین ؟

سریع شماره مهندس رو گرفتم و ....

واسش رمز رو وارد كردم و شروع به كار كرد .

-         سرعت دانلودتون چقدره ؟

یه هو ته دلم خالی شد . حالا چه باید جواب می دادم . برگشتم طرفش و با ان و من گفتم : اینجا كسی دانلود نمی كنه ، بیشتر واسه search می آن ...

گفت : " كلا عرض كردم ؟

نمی شد از زیرش در رفت . اگه یه عددی می پروندم ، احتمال داشت خیلی زیاد بگم یا خیلی كم . یه وقت گندش در می اومد . گفتم : " شما كارتون با چقدر راه می افته ؟ "

بهم نگاه كرد و خندید . دیگه چیزی نگفت و بعد چند دقیقه رفت . نمی دونم فهمید كه چیزی سرم نمیشه یا اینكه فكر كرد چون خیلی سرم می شه جواب سر بالا دادم .

البته روزهای دیگه هم اومد.....

...h4min

دوشنبه 1 اسفند 1390موضوع مطلب : روایت,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 12:38 | نظرگاه()
[cb:post_create_date]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic