تبلیغات
...hamin
...hamin

حرفهایش دیگربااوهمراه نمی شوند!

حرفهایش دیگربااوحرفی ندارند!

وقتی هنوزباور دارد

خوابهای بی خوابش  ردی از سکوت توست!

در این تنهایی محض،

اودل به کابوسهایی داده است

که از تونشانه هایی دارند

0وقت نیامدنت،بهانه یست

تا اورا بترساند

تا اورا رو درروی مرگ قرار دهند!

حرفهایش دیگربااوهمراه نمی شوند!

حرفهایش،زخم تازه ای می زنند!

اوهیچ وقت نبوده،که بخواهد بیایید!!!

دوشنبه 29 اسفند 1390موضوع مطلب : شعر,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 11:05 | نظرگاه()
[cb:post_create_date]