...hamin

دختر با روسری رنگی

با اعتماد به نفس وارد كافی نت شد و پرسید :  " سیستم خالی دارین " ؟

من به سیستم روبه رو اشاره كردم .دختر درشتی بود ، قد بلند با روسری رنگی ، ولی 16 سال بیشتر نداشت . وقتی نشست بلافاصله سرش رو آورد بالا و گفت : " ببخشین ، میشه یه لحظه بیاین " ؟

وقتی رفتم بالای سرش هنوز هیچ كاری نكرده بود ، اصلا پیجی ( page  )رو باز نكرده بود .

گفت : " من تا حالا اینجا نیومدم ، الان باید چه كار كنم ؟ " با حوصله براش پیجی رو باز كردم و كامل توضیح دادم . البته وسط حرفام پرید و گفت : " بلدم ، شما بفرمایید "

تا حالا این جوری شو ندیده بودم .

هنوز رو صندلیم نشسته بودم كه باز منو احظار كرد . صفحه گوگل جلوش بود و باز نمی دونست چه كار كنه . موضوعی كه می خواست رو براش تایپ كردم و ....

-         بلدم شما بفرمایید

نتونستم جلوی خندم رو بگیرم . رفتم طرف میزم كه باز ....

-         می خوام اینو برام پرینت بگیرید .

انگشتش رو روی یكی از نتایج جستجو توی پیج گذاشته بود . دیگه فهمیدم كه هیچی از اینترنت نمی دونه . گفتم : " اینجا نمی شه .باید رو سیستم خودم سرچ كنیم "

بلند شدم كه برم روی صندلی خودم بشینم گفت : " سیستم هاتون share  نیستن ؟!!"

...h4min

چهارشنبه 2 فروردین 1391موضوع مطلب : روایت,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 22:19 | نظرگاه()
[cb:post_create_date]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات