...hamin

سکو

با صدای طبل ، وارد شدند . روی اسب دور سکو می تاختند ؛ یکدفعه هجوم آوردند روی سکو ...

یک سرپوشیده را روی نیزه با خود آوردند . یکی از آن ها کلاهش را انداخت و زره اش را هم درآورد . از اسب پیاده شد و خودش را روی سکو انداخت . باقی مانده لباس سبز رنگ را برداشت و به صورتش گرفت . زار زار گریه می کرد...

دوشنبه 14 فروردین 1391موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 13:41 | نظرگاه()

انتخاب

-         کدوم بهتره مامان ؟

-         نمی دونم ...اون یکی بلایی دست راست ! خوبه ؟

-         اون ؟ ...چی نوشته ؟ نمی تونم بخونم !

-         منم نمی بینمش ! گفتم تو شاید بتونی بخونیش ! ... تو هم عینکتو جا گذاشتی ؟

-         اونو که خیلی وقته گم کردم ...

-         گمش کردی ؟ خاک بر سرت ! آخه کسی عینکش رو هم گم می کنه ؟ حقته که کور بشی !

-         مامان ! حالا ولش کن ! به بابا چیزی نگیا ! خب؟

-         باشه ! زود باش یکی رو انتخاب کن بریم . داره دیر می شه ها ! باس بریم عیادت دختر خانم زارعی ...مریضه !

-         حالا چش هس؟

-         نمی دونم چه مرگشه ! زود باش ! هوا داره سرد می شه !

-         باشه ! اِ اِ اِ .....

-         کوفت ! انتخاب کن !

یکشنبه 21 اسفند 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 19:52 | نظرگاه()

گریه آسمون از سوراخ چتر ، معلوم بود...

...h4min
شنبه 24 دی 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 10:10 | نظرگاه()

تیتر روزنامه

پسر افغانی، روزنامه خرید.

...h4min

سه شنبه 20 دی 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 12:33 | نظرگاه()

زلزله
آجر زیری نامردی کرد و دیوار فروریخت
...

...h4min

پنجشنبه 15 دی 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 10:05 | نظرگاه()

راز

آفرین !درست حدس زدی!پس خودت هم می دونی!

...h4min

یکشنبه 11 دی 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 10:45 | نظرگاه()

...

هیس!آرام!فقط گوش هایت را تیز کن!می شنوی؟

...h4min

یکشنبه 4 دی 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 19:34 | نظرگاه()

پونصد و بیست و نه تا!

«چهارصد و بیست و هشت!... 

پنجشنبه 1 دی 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 15:37 | نظرگاه()


آخرین قرار
این بار سنگ های کف پیاده رو را با هم شمردیم...ولی هر کدوممون برای خودش...

...h4min

سه شنبه 29 آذر 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 23:51 | نظرگاه()

آزار
موهای زبر و فنری ، دستان ظریفش را آزار می داد...او این آزار را دوست داشت.

...h4min

سه شنبه 29 آذر 1390موضوع مطلب : داستانک,
ارسال شده توسط ابوالفضل قاضی در ساعت 23:48 | نظرگاه()

صفحات وبلاگ : 1 | 2 | « 2
[cb:post_create_date]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic